تبليغاتX
roozegar-e-rahaei

roozegar-e-rahaei

وبلاگی در زمینه مهدویت

عید مبعث

مبارک باد بر تمام مسلمين فرخنده ميلاد کتاب الله، قرآن کريم و روز هدايت انسان

 

 

ماه فرو ماند از جمال محمد (ص)

سرو نباشد به اعتدال محمد (ص)

***

قدر فلك را كمال و منزلتى نيست

در نظر قدر با كمال محمد (ص)

***

وعده ديدار هر كسى به قيامت

ليله اسرى شب وصال محمد (ص)

***

آدم و نوح و خليل و موسى و عيسى

آمده مجموع در ظلال محمد (ص)

***

عرصه گيتى مجال همت او نيست

روز قيامت نگر مجال محمد (ص)

***

و آن همه پيرايه بسته جنت فردوس‏

بو كه قبولش كند بلال محمد (ص)

***

همچو زمين خواهد آسمان كه بيفتد

تا بدهد بوسه بر نعال محمد (ص)

***

شمس و قمر در زمين حشر نتابد

نور نتابد مگر جمال محمد (ص)

***

شايد اگر آفتاب و ماه نتابد

پيش دو ابروى چون هلال محمد (ص)

***

چشم مرا تا به خواب ديد جمالش

خواب نمى‏گيرد از خيال محمد (ص)

***

سعدى اگر عاشقى كنى و جوانى

عشق محمد(ص) بس است و آل محمد(ص)

 

التماس دعا

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط man  | 

خدا به فرشته هاش فخر می فروشه!!!

سلام.

من از دانشگاه عشق آمده ام.

دانشگاهي که با کنکور قسمت وارد آن شدم و با اجبار از آن اخراج شدم.

جايي که به جز خدا هيچ چيز ديده نمي شد.

جايي که مي شد براحتي چهره ي اولياء الله رو در آن يافت.

چهره هايي نوراني که چشمانشان از فرط بي خوابي و گريه کبود شده. پيشاني هايي که از سجده هاي نماز شب پينه بسته.

دستاني که آنقدر به در خانه خدا زده اند ناي تکان خوردن ندارند.

سه روز در دانشگاه عشق فقط تماشاچي بودم. و چه بي لياقت که فقط نگريستم و تغييري نکردم.

من از سه روز تماشاي عشق بازي با معبود آمده ام و فقط تماشا.

آنجا همه جور دانشجويي داشت.

يکي فقط براي مناجات با او آمده و فقط براي او.

يکي براي توبه آمده و چه سعادتي.

ديگري آمده تا حاجتش را بگيرد و چه حاجتي زيباتر از ظهور مولا؟

و آن يکي را، تنها تماشاچي عشق ست.

واي واي واي

چه زود گذشت.

باور نمي کنم.

خدايا!

لياقت نداشتيم؟

چه زود مارا بيرون کردي!

خداجون!
همين سه روز از سرمون هم زياد بود؟

مي دانم

ما جاي بندگان صالحت رو اشغال کرده بوديم.

 

در همين سه روز پير بزرگواري ما جوانان را دور خود جمع کرد و صحبت مي کرد.

در حالي چشمانش پر از اشک و خون بود مي گفت اوس کريم از جوان خيلي خوشش مي آد.

خدايا!

مارو قسم مي داد! مي گفت از جواني تون استفاده کنيد.

مولا جون!

زار زار گريه مي کرد و مي گفت جوونا! خدا از سجده ي شما خيلي خوشش مي آد.

اشک روي گونه هاش جاري بود،

-         وقتي شما جوونا سجده مي کنيد و در خونش مي رين، خدا به فرشته هاش فخر مي فروشه. مي گه ببينيد بندمو. اومده منو صدا مي کنه. ببينيد با من چي کار داره!

خدا از توبه ي گنه کار خوشش مي آد. هر چند بازم ....!

به فرشته هاش فخر مي فروشه!!!

اما براي من خاک بر سر چي؟؟؟؟

يکي از روحاني ها اهل دل محلمون مي گفت :

اگر کسي فقط موقع گرفتاري بره در خونه ي خدا. ملائکه مي گن اين صدا براي ما جديده. تا حالا ما اين صدا رو نشنيديم.

از اينجا مي فهمم که چرا جوابم نمي اد!

********************

خدا جون من چي کار کرده بودم که منو با لبخند به خونت دعوت کردي؟

مگه نمي دونستي اگه از در خونت بيرون بيام دوباره روز از نو روزي از نو؟

يا ارحم الراحمين

********************

 

دارم از غصه مي ميرم آخدا                       من دارم آتيش مي گيرم آخدا

دارم از ياد گناهام مي سوزم                     واسه رسوايي فردام مي سوزم

من مي خوام در خونت داد بزنم                از خوبي هاي تو فرياد بزنم

به خدا ياد گناه جهنمه                             بد تر از جهنم آتيش قهه

آتيش خجالت آبم مي کنه                       ياد محشرت کبابم مي کنه

ياد روزي که بي آبرو مي شم                   چه جوري با علي روبرو مي شم

منو تو جهنمم مي خواي ببر                      اما پيش علي آبرو بخر

تا سحر با گريه منت مي کشم                   آخه از علي خجالت مي کشم

چه جوري امامم و صدا کنم؟                   تو روي علي چه طور نيگا کنم؟

دلم امشب ديگه طاقت نداره                     ياد کوفه افتاده بي قراره

هر چيم بدم بازم اميد دارم                        از در خونه تو نويد دارم

...

********************

کساني که تا حالا اعتکاف رفتن مي دونن من چي مي گم.

من بدبخت که تا حالا لياقت عشق بازي نداشتم!!

اما گريه هاي شبانه ي بعضي هارو که مي ديدم از خودم بي خود مي شدم.

نوري که دور سر بعضي ها جمع شده بود انسان رو سر مست مي کرد.

 

 

آخدا!

عشق يعني چي؟

يعني چي؟

يعني چي؟

به يک از دوستان مي گفتم عشق چه قدر عجيبه ؟

عشق کلمه ي عجيبي است.

کلمه اي است که در محافل کثيف گناه از کثافت ترين آدمها مي شنوي

از آن طرف در نماز شب بزرگترين مردان اينگونه به کار برده مي شود:

-         خدايا عاشقتم!

 

خدايا عاشقتم!

مي دوني چرا؟؟

براي اينکه غرق در نعمتتم

 و پرده اي از گناه روي چشمانم رو گرفته و نمي بينم.

خدا عاشقتم.

 

و خلاصه اينکه خداحافظ اعتکاف!!!

خداحافظ گريه هاي عشاق.

خداحافظ ام داوود!

اللهم لک سجدت و بک امنت فارحم ذلي و فاقتي و اجتهادي و تضرعي و مسکنتي و فقري اليک يا رب.

خدايا براي تو سجده مي کنم و به تو ايمان دارم. تو به خواري و پشيمانيم ترحم کن که جهد و کوششم و زاري و مسکنت و فقرم به درگاه توست اي پروردگار من.

خدانگهدار مناجات حضرت امير(ع)!

اللهم اني اسئلک الامان يوم لا ينفع مال و لا بنون الا من اتي الله بقلب سليم.

خدايا امان مي خواهم از روزي که نه مال و نه فرزند کار ساز است. بجر کسي که قلبي پاک به خدا ارائه دهد.

خداحافظ زيارت عاشورا

اللهم اجعل محياي محيا محمدا و آل محمد و مماتي ممات محمد و آل محمد.

خداوندا زندگاني مرا چون زندگي محمد و آلش قرار ده و وفاتم را همچون وفات محمد و آل محمد قرار ده.

خداحافظ گريه هاي کودکانه به ياد علي اصغر(ع)

خداحافظ رقيه(س)

خداحافظ زينب(س)

خداحافظ

خداحافظ

خداحافظ

خداحافظ گريه هاي لحظات آخر

خداحافظ نماز مغرب وعشاي آخر

 

سال ديگه کجا خواهم بود؟؟؟

دوباره در مسجد؟ يا در حال گناه؟ و يا در فشار قبر؟؟

شايد در اعماق جهنم و شايد در بهشت نوکري ارباب حسين(ع)!

حـــــــــــــــــــــــــســــــــــــــــــــيــــــــــــــــــــــــــن

 

 

 

خداحافظ يا مهدي(عج)

آقاجون ....

آقاجون کجايي؟

آقاجون مگه فريادهاي گريه کناي عمه ات رو نشنيدي؟

پس کجايي؟

 

تو دلم يه دنيا حرفه که مي خوام بگم براتون

تو بگو به من کجايي تا ببوسم خاک پاتون

 

و خداحافظ زجه هاي لحظات آخر

 

منم و اين سحر تار و دل زار

خدايا چه کنم در دل اين شب

شب تبدار

پريشانمو حيرانمو گريانمو بيمار

خدايا چه کنم در دل اين لحظه ي غم بار

چه سازم که نسوزم

که بجويم

به که گويم

 غم اين سينه ي خون بار

پشيمانم و نالانم و سوزانم و بيدار

 نه ياري که بگويم غم اين سينه ي پر ريش

مگر سر گذارم به همين شانه ي ديوار

بگريم من از اين  مردم بي درد

 از اين مردم نامرد

از اين قوم ستمکار

خدايا چه کنم واي چه کردم؟

که پر از آهم و تشويش

پر از دردم و زخمي دو صد نيش

نه راهي و نه چاره

که من آواره نمودم حرمي را بسوي خويش

به صحرا و بيابان و به شن زار

به آن دشت پر از خار

حرمي پر ز گل ياس و شقايق

پر نيلوفرعاشق

منو اين غم منو اين دل

دل بي تاب من و ديده ي خوناب

و شرمندگي از حضرت ارباب

از آن قافله سالار

دلم سخت غمين است

دلم تنگ ترين است

مبادا که بيايند

به اين شهر پر از ننگ

به اين شهر پر از سنگ

پر از کوچه ي پر خار

 منم زخم لبالب

شده از ناله ام امشب

 که امان از دل زينب

 پريشانمو گريانمو حيرانمو بيچاره و آواره

 امان از گل گهواره

 اگر سخت خراب است

اگر سينه کباب است

همه شب تا به سحر فکر رباب است

 که در اينجا همه جا همهمه افتاده

 در اينجا همه جا ولوله انداخته

 تا حرمله پرداخته

 يک نيزه نه يک تير سه شعبه

 پي ديدار تو و کودک خوابيده در آغوش رباب است

 بگو اين همه خواب است

بگو اين همه کابوس من خانه خراب است

 به گيسوي تو سوگند

 به اين سينه در بند

 ببين در همه جا در سر هر کوچه و بازار

 حديث تو و شرح رخ و چشم و قد و دستان علمدار

 همان ساقي سردار

 همان صاحب تيغ و علم تو

 همان مشک بدوش حرم تو

 همان محمل و هم بازي هر روز رقيه

 همان ماه شب چهارده

 به گيسوي تو سوگند

مرا غصه ز جا کند

 منو اين شب خونبار

 منو ديده بيدار منو شرم ز دلدار

منو دار و منو دار

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 1 بعد از ظهر  توسط man  | 

10 روز به اعتکاف

 

 

 

اعتكاف: عملى است مستحب و عبارت است از اينكه انسان به قصد عبادت براى خدا در مسجد توقف كند و اين عمل داراى ثواب بسيار زيادى است.

شرائط اعتكاف

1 عاقل بودن و شرائط ديگر روزه.

2 نيت قصد كند كه اعتكاف مى‏كنم براى خدا.

3 روزه گرفتن دست‏كم سه روز بايد روزه بگيرد و حتى اگر روزه هم واجب باشد صحيح است مثل اينكه ماه رمضان در مسجد اعتكاف كند و همچنين اگر روزه مستحبى بگيرد و شرطش آن نيست كه سه روز روزه را براى اعتكاف بگيرد.

4 اعتكاف بايد مستحبى در يكى از اين چهار مسجد (و به فتواى بعضى از علماء در مسجد جامع هر شهرى مى‏شود اعتكاف نمود (مترجم)) انجام بگيرد:

 الف مسجدالحرام (در مكه).

 ب مسجدالنبى(ص) (در مدينه).

 ج مسجد كوفه (در نزديكى نجف).

 د مسجد بصره از مساجد بسيار قديم است كه متأسفانه ويران شده است ولى هنوز آثارش در خارج از بصره باقى است خداوند به مسلمانان توفيق عنايت كند كه آن را تجديد بناء كنند.

5 اجازه كسى كه اجازه‏اش لازم است مانند شوهر نسبت به زنش.

6 در ايام اعتكاف بايد از مسجد خارج نشود مگر به يكى از اين علتها كه شرح مى‏دهيم:

 الف كارى كه از نظر عقل بيرون رفتن براى آن لازم باشد.

 ب كارى كه از نظر شرع بيرون رفتن براى آن لازم باشد.

 ج كارى كه از نظر عادت بيرون رفتن براى آن لازم باشد.

 د اگر اشتباهى از مسجد بيرون رفت ضرر ندارد.

***

 خلاصه: بيرون رفتن از محل اعتكاف براى كارهاى لازم كه مربوط به دين يا دنيا است اشكال ندارد البته در تمام اين كارها بايد تنها به حد لازم آن اكتفاء كند مانند آنكه براى اقامه شهادت بيرون رود يا براى تشييع جنازه بخواهد بيرون رود يا به منظور شركت در نماز جماعت يا عيادت بيمار يا به منظور استقبال و ديدار تازه از سفر رسيده يا براى بدرقه كردن مسافر توالت رفتن غسل كردن و كارهائى از اين قبيل.

 

كارهائى كه براى معتكف حرام است

 

 بر معتكف چند چيز حرام است:

1 نزديكى با زنان چه به صورت جماع باشد يا بوسيدن و دست ماليدن از راه شهوت و اين كارها براى زنان اعتكاف كننده نيز حرام است.

2 استمناء احتياطا .

3 بوئيدن عطر و گل با قصد لذت .

4 خريد و فروش و احتياطا از انواع ديگر تجارت نيز اجتناب كند مانند صلح و غيره مگر در مورد ضرورت مانند خريد و فروش براى خوردن و نوشيدن.

5 ستيزه و مجادله نمودن براى كارهاى دنيائى يا مذهبى در صورتى كه به منظور اظهار فضل و پيروزى باشد.

6 خارج شدن از مسجد بدون عذر شرعى و عقلى و عادى كه گذشت.

 در مورد حرمت اين امور بر شخص معتكف فرق ندارد كه اين كارها را روز انجام دهد يا شب.

 و بايد دانست كه مفطرات ده‏گانه روزه نسبت به معتكف نيز حرام است و بيشتر محرمات ياد شده را اگر معتكف انجام داد موجب بطلان اعتكافش خواهد شد.

 اين بود آن مقدار از مطالبى كه مى‏خواستيم در اين جزوه بيان كنيم.

 والحمد لله رب العالمين و صلى‏الله على محمد و آله الطاهرين ولعنةالله على أعدائهم الى يوم‏الدين.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 1 بعد از ظهر  توسط man  | 

15 روز به شروع اعتکاف مونده

اعتکاف بستر مناسب انديشه ، تفکر و خردورزي است // اعتکاف محو خودخواهي در امواج بلند خداگرايي است

خبرگزاري - مهر - - گروه دين و انديشه : 13 رجب ، آغاز ايام البيض (اعتکاف) است ، يکى از سنتهاى حسنه و مستحبات اسلامى که پس از پيروزى انقلاب اسلامى احياء شد، اين سنت مبارک است . اعتکاف، بستر مناسب انديشه ، تفکر و خردورزى و تلاشى است ‏براى اينکه انسانهاى فرو رفته در غرقاب روزمر‏گى‏ها از فضاى پر التهاب روزانه به سوى‏ - خويش‏ - و - خداى خويش‏ - بازگردند ، در واقع اعتکاف محو خودخواهي در امواج بلند خداگرايي است . به گزارش خبرنگار گروه دين و انديشه - مهر - اين عبادت که قبل از پيروزى انقلاب اسلامى حالت فراگير و عمومى نداشت، طي چند سال اخير در ميان جمع کثيرى از صالحان و نيکان ، از اقشار مختلف اجتماعى ، بويژه دانشجويان و طلاب ، متداول شده است و مساجد بسيارى از شهرهاى ايران و جهان اسلام ، پذيراى ميهمانان خدا در ايام البيض ماه پر برکت رجب است. اشتغال انسان به کار و زندگى و مسئوليتهاي اجتماعى، گاهى موجب غفلت مى‏شود و توجه به کار، گاه انسان را از توجه به هدف باز مى ‏دارد و سبب مى ‏شود وظيفه بزرگ ياد خدا و توجه به خود سازى و مبداء و منتهاى هستى فراموش شود ، در اين ميان اعتکاف، آب حيات بخش در کوير غفلتهاست. غفلت از - خود - و - خداى خود - ، بستر مرگ ارزشهاى انسانى و نقطه سقوط از پايگاه بلند خردورزى و عشق عرفانى و عامل پيوستن به زندگى پست و حيوانى است. اعتکاف، بستر مناسب انديشه ، تفکر و خردورزى است. اعتکاف، تلاشى است ‏براى اينکه انسانهاى فرو رفته در غرقاب روزمر‏گى‏ها از فضاى پر التهاب روزانه به سوى‏ - خويش‏ - و - خداى خويش‏ - باز گردند. اعتکاف زمينه توبه و بازگشت است. بازگشت‏ به قرآن و معنويت، بازگشت ‏به دعا و استمداد از عالم غيب، بازگشت از - خودمدارى‏ - به‏ - خداگرايى‏ - ، شک نيست آنها که مسئوليتهاى حساس ‏تر و بزرگترى دارند، بيش از ديگران به اعتکاف و خودسازى نياز دارند. بى‏جهت نيست که شخص رسول الله (ص) پس از هجرت، همه ساله دهه اول يا دوم و گاه هر دو دهه و در سالهاى آخر زندگى به طور منظم دهه سوم ماه مبارک رمضان را به‏ - اعتکاف - مى‏ پردازد و به همه دست ‏اندرکاران و کارگزاران و رجال سياسى و اجتماعى درس معنويت گرايى و ذکر و نياش و روزه و تلاوت قرآن مى ‏دهد. شرايط اعتکاف : اعتکاف، توقفى ناآگاهانه در مسجد نيست. صرف درنگ و مکث و - حبس خويشتن - در مسجد، بدون عشق به عبادت و قصد قربت نيست. اعتکاف، لميدن خوابيدن و چرت زدن و احيانا وقت گذرانى بيکاران و گردهمايى تفريحى- سياحتى در مساجد بزرگ شهر نيست. در اعتکاف کسانى که کار دارند و زياد هم کار دارندو غرق دنياى اقتصاد ، سياست ، هنر ، مطبوعات و غيره هستند، بايد از توليد ، توزيع ، طرح و برنامه‏هاى اقتصادى ، سياسى ، فرهنگى ، نظامى و کار و زندگى فاصله بگيرند و به هماهنگى کار و تلاش و فعاليتها، با رضاى خدا و وظيفه مکتبى بيانديشند و تنظيم فکر و انديشه و عمل، با معيارهاى الهى را تمرين کنند. کار براى امت و تامين حوائج نيازمندان، تشييع پيکر شهيدان و مؤمنان،عيادت بيماران و هر کارى که در آن، خود مطرح نيست و انگيزه الهى دارد، با اعتکاف سازگار است و حتى در برخى احاديث قضاى حوائج مؤمنان از اعتکاف برتر شناخته شده است. اعتکاف، دوره کوتاه مدت خود سازى است، که حداقل سه روز طول مى‏کشد و انسان را از حاکميت غريزه‏ها،عادتها و اشتغالات معمول زندگى آزاد مي کند. اعتکاف، محو خود خواهى در امواج بلند خداگرايى و خدمت‏ به امت اسلامى است. اعتکاف، بيرون رفتن از خانه خويش و مصمم شدن بر حضور در خانه حضرت حق است. عبادتى مستحبى و تقرب جويانه و داوطلبانه است که روزه روز سوم آن رنگ وجوب مى‏گيرد. اعتکاف، گريز از لذت گرايى و هر گونه التذاذ جنسى و مهار حس خود محورى و برترى جوئى و بازگشت از قبله دنياگرايان به سمت و سوى قلب و قبله هستى است. خود سازى، محاسبه نفس، توبه و نيايش، نماز و تلاوت قرآن و استمداد از آستان قدس ربوبى از ديگر برکات‏ اعتکاف است. اسلام، فکر جدايى از زندگى دنيا و گوشه نشينى و کناره گيرى از مردم و به تعبير ديگر رهبانيت را باطل و ناپسند اعلام کرد، اما اعتکاف را بعنوان فرصتى براى بازگشت‏ به خويش و خداى خويش قرار داد، تا کسانى که از هياهو و جنجالهاى زندگى مادى خسته مى‏شوند، بتوانند چند صباحى با خداى خود خلوت کنند و جان و روح خود را با خالق هستى ارتباط دهند . اعتکاف شرايطي را فراهم مي کند تا انسانها با توشه معنوى و اعتقادى راسخ و ايمان و اميدى بيشتر، به زندگى خود ادامه داده ، خود را براى صحنه‏هاى خطر و جهاد در راه خدا آماده سازند ، هميشه با ياد خدا تلاش کنند ، خود را در محضر پروردگار ببينند ، از نافرمانى او بپرهيزند و به سوى سعادت دنيا و آخرت گام بردارند. تعريف اعتکاف : اعتکاف، در لغت ‏به معناى توقف در جايى است و در اصطلاح احکام ،عبارت است از ماندن در مسجد به قصد عبادت خداوند، با شرايطى خاص . اقسام اعتکاف : اعتکاف بر دو قسم است، مستحب و واجب، که در اصل، يک عمل مستحبى است، ولى ممکن است‏ بدليل نذر ، عهد و يا قسم واجب شود. زمان اعتکاف : در طول سال ، هر زمانى که انسان بتواند، حداقل سه روز در مسجد بماند و روزه بگيرد صحيح است ، ولى بهترين زمان براى اعتکاف ماه مبارک رمضان است. شرايط معتکف : عقل(از ديوانه صحيح نيست) ، ايمان ( از غير مؤمن صحيح نيست) ، قصد قربت.(هر گونه ريا و خود نمايى، اعتکاف را باطل مى‏کند) ، روزه دارى در ايام اعتکاف ، اجازه گرفتن از کسى که اجازه او لازم است. شرايط اعتکاف : از سه روز کمتر نباشد ، در مسجد جامع باشد ، ادامه ماندن در مسجد و خارج نشدن از آن. نيت اعتکاف : اعتکاف، مانند ساير عبادات، بايد با نيت و قصد قربت‏ باشد و هر گونه ريا و خود نمايى و قصد غير الهى آنرا باطل مى‏کند. مدت اعتکاف : مدت اعتکاف حداقل سه روز است و در کمتر از آن صحيح نيست ولى در زياده حدى ندارد.ولى اگر پنج روز معتکف شود،روز ششم را نيز واجب است ‏بماند، بلکه بنابر احتياط واجب، هرگاه دو روز اضافه کرد، روز سومش هم بايد بماند،پس اگر هشت روز معتکف شد،روز نهم هم واجب است. مکان اعتکاف : اعتکاف تنها در مسجد صحيح است، بنابر اين اگر کسى در خانه خود يا در تکيه، حسينيه يا در حرم معتکف شود صحيح نيست و از مساجد نيز تنها در مساجد جامع اعتکاف صحيح است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 10 بعد از ظهر  توسط man  | 

 

اعتکاف

۱۶ روز به شروع اعتکاف مونده.

سعی می کنم ان شاءالله راجع به اعتکاف  بنویسم.

ضمنا تا مساجد پر نشدن برید ثبت نام کنید. والا حیفه از کفتون بره. 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط man  |