تبليغاتX
roozegar-e-rahaei

roozegar-e-rahaei

وبلاگی در زمینه مهدویت

دستگیری sms سازان

چهار نفر که از عوامل بيگانه اي خوانده شده اند که در طرح ريزي و ساخت پيام هاي کوتاه  SMS  شرکت داشتند ، دستگير شدند .

 سايت " مبارزين " به نقل از يک منبع آگاه گزارش داده است که " اين چهار تن که همگي ايراني هستند در واپسين روزهاي سال گذشته توسط سربازان گمنام امام زمان (عج) شناسايي و دستگير شده اند .

اين سايت نوشت شواهد و قرائن موجود حاکي است که اين افراد متصل به شبکه جاسوسي " موساد " بوده و در چند ماه اخير ، طنزهايي با مضمون به استهزاء گرفتن " انرژي هسته اي حق مسلم ما است " ساخته وسپس آنرا وارد شبکه SMS کشور مي کردند ".

هنوز اين خبر از سوي مقامات امنيتي کشور رد يا تاييد نشده است .

 

 

خلاصه اینکه حواسمون جمع باشه

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 11 بعد از ظهر  توسط man  | 

ایران غرق شادی و ایرانی شاد

 

بسم رب الشهدا و الصديقين

دستيابي دانشمندان ميهن عزيزمان به فناوري چرخه ي کامل سوخت هسته اي را به حضرت ولي عصر(عج)، مقام معظم رهبري، و تک تک کساني که ايران را وطن خود مي دانند تبريک مي گويم.

 

و بالاخره پس چند سال سر در گمي، تلاش چندين ساله ي جوانان مومن و متدين ايران زمين، به بار نشست و بار ديگر خط سياه رنگي بر تمام نقشه هاي مزدوران کشيده شد.

ايراني رنگ شادي را ديد و بار ديگر طعم پيروزي را چشيد.

اين حاصل زحمات جوانان غيور ايران است.

اين تلاش همه است.

اين فناوري همگاني است.

 

و بالاخره روزي فرا رسيد که با سربلندي به رئيس جمهورمان بگوئيم:

آقاي احمدي نژاد دست مريزاد.

از قاطعيت شما متشکريم.

خسته نباشيد.

و مجددا معناي جمله ي حضرت امام(ره) را که فرمود: امريکا هيچ غلطي نمي تواند بکند درک کرديم. حقا که چه بزرگ مردي بود.

 

و به جهانيان ثابت شد که ايراني مي تواند.

 

 امروز روز رسوايي جهانخواران است. روز سرافکندگي آنان.

آمريکا از دست ما عصباني باش و از اين عصبانيت بمير.

 

 ايران سراي ماست و سراي ما مالک سر ما.

ايراني شاد باش. ايراني اين روز روز توست. مبادا غفلت کني.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط man  | 

السلام عليک يا ابا المهدي(عج)

 

غروبي ترين نگاه دلم را روانه ي سامرا مي کنم و پاي گنبد مخروبت زانو مي زنم.

 تو آن کهکشاني که که ادراک خاکي مرا به آفاق بي انتهايت راهي نيست. آنجا که ثناي تو را مي گويند.

 کدامين واژه مي تواند برازنده ي قامت آسمانيت باشد؟

آه بس که ژرفاي اندوه تو وصف ناپذير است براي مرثيه هايم حتي واژه کم مي آورم.

 مولا جان!

 قرن هاست که تمامي چشمهامان را در غربت شما گريسته ايم.

 سالهاست عادت داده ايم مژه هايمان را به فانوس اشک.

 سينه هايمان را به شعله آه، دلهايمان را به تبسم درد و تن هايمان را به جامه سياه و امروز تمام غربتتان را در سالروز شهادت شما حس مي کنيم.

مولا جان! بارفتن شما جان عشق شرحه شرحه شد و شيعيان و دوست دارانتان به سوگ نشستند.

 اما فرصتي حاصل نگشت براي شادي ديوسيرتان و شب پرستان بني عباس.

 چرا که مهدي آخرين ذخيره ي خدا به عرصه آمد و کور شدند خيال پردازان و بدخواهان شما.

اما اکنون جغد استکبار در غياب فرزندتان امان براي شيعيان باقي تگذاشته است.

آنقدر مهدي(عج) نيامد تا پليدان اينگونه با شهامت شدند.

 تا جرئت يافتند اينگونه به حريم حرمتان بي حرمتي کنند.

 و دوباره داغ شيعيان  تازه شد.

دلامون پر از غمه، دنيا پر ز ماتمه                          بيا تک سوار عشق، اي نگار فاطمه

 

 

خدايا!

خداوندا!

به حق امام عسگري (ع) و به حق فرزند برومندش حضرت بقيه الله ما را چله نشين محفل انتظار مهدي (عج) قرار ده.

آمين

نجواي شبانه

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 11 بعد از ظهر  توسط man  | 

از بقیع تا گنبد خضرا - از مدینه تا طوس

 

سلام بر تو اي رسول خدا.

اي مهربانترين فرشته ي خاکي.

از حق بر آمدي و به حق بر انگيخته شدي.

به حق فراخواندي و ابتدا تا انتهايت جز حقيقتي آشکار، نبود.

تو آفتاب بودي و انجماد کفر جز به طلوع آتشينت آب نشد.

اسلام را به جهاد بر افراشتي و جهاد سرتاسر حياتت را رقم زد.

خداي، تو را مظهر اعلاي تمام صفات و اسماي حسناي خويش قرار داد و چه زيبا آيينه دار

 جمال و جلال حضرت محبوب شدي.

تنهائيت را به علي(ع) تسلي بخشيد و ادامه ات را در کوثري عظيم به وديعت نهاد.

تو والاترين خورشيدي که از شرق طلوع کرد و در آخرالزمان از غرب سر برخواهد آورد.

 

 

سلام بر تو اي امام مجتبي!

اي زيبا ترين شکيب و اي سرافراز ترين غريب.

 شهاب وار، از دامان بتول بر آمدي و روشني چشم رسول شدي.

 شب سنگين نشسته بود بر شانه هاي خاک بي علي و تو خورشيدي که در شب طلوع کردي.

تو بزرگ بودي چندان که خاک تاب عظمتت را نداشت و شب پرستان شوم سرشت، تو را به تيغ از هدايت خلق دريغ داشتند.

مظلوم بودي چون پدر.

و صبورتر از سروهاي سرافراز در برابر طوفانهاي سهمناک.

اي فرا تر از تصور واژه هاي ناب!

هيچ عقاب انديشه اي به ارتفاع بزرگي هايت نرسيد.

و هيچ کس تو را چنان که سزاي تو بود نشناخت جز خداي داناي غيب و شهود.

خدايا!

 خداوندا!

 در اين شب پر از اندوه و در پس پرده ستاره شب، انديشه اي اين چنين همه ي ما را احاطه کرده است که:

 «چه بد مردماني بودند و چه بد امانت داراني»

 

 

 

با ديده اي نمناک از گرد راه مي آيم تا غم هاي از گلو مانده را با تو بگويم.

تا بر آستان آسمانيت بوسه زنم.

به پابوس کبريا آمده ام.

اين بار طوس رنگ مدينه دارد.

اين بار فريادهاي غريبانه آل رسول از طوس، جان را آتش مي زند.

 آقاي من!

زهر شيطان با جگرت چه کرد؟

دل هاي سوخته ي شيعه تا هميشه داغدار شماست.

دلهايي که مدينه را، کربلا را به دوش مي کشد، اين بار در طوس به داغ نشسته است.

آنگاه که از دور مي آيم و در اولين نگاه گنبد طلايي تو را مي بينم، پرنده روحم به هواي وصل تو بال مي زند،

اشکم جاري مي شود.

مي گويم خوشابحال کبوترهاي سفيد بالي که مجاور تواند.

کاش من هم بال و پري داشتم و هميشه گرد در و بام دوست از اين سو به آن سو چرخ مي زدم و قصه ي شهادت

 جانسوز تو را براي عاشقانت مي گفتم و مي ناليدم.

آقا ضامنم باش.

از همه جا رانده ام.

دل از همه بريده ام.

به حريم حرمت پناه آورده ام.

دستگيرم باش.

آمده ام تا دل در حريمت بندم.

تا گره هاي دلم را بگشايي.

پنجره هاي کوي تو به روي تمام بي پناهان باز است.

پنجره هاي تو از جنس مهرباني و عشق است.

 

بارالها!

سفري را آغاز کرده ايم تا در عشقت سهيم باشيم.

در لذت بي منتها ما را معرفتي عطا کن تا به درک چنين حريمي نائل شويم.

                                                                                                                  نجوای شبانه

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 11 بعد از ظهر  توسط man  |