انرژی هسته ای
بسم رب الشهدا
اين روزها مهم ترين مسئله ما ايراني ها مسائل هسته اي است و مطمئنا اين مسئله به همه ما مربوط مي شود. و به طور قطع اين هم يکي از مقدمات ظهور مهدي موعود (عج) است.
نمي خواهم کليشه اي صحبت کنم. اما نظر من به عنوان يک نوجوان ايراني اين است که چرا ايران، صاحب يکي از بزرگترين تمدنها، بايد پيرو دستور کشورهايي باشد که چند صد سال بيشتر از عمرشان نمي گذرد. همانهايي که در زمان پيشرفت علم در مشرق زمين در جهل و ناداني خود به سر مي بردند و سرهاي خود را چون کبک در برف فرو برده بودند. و آيا رواست که تمدني با اين سابقه درخشان زير بار زور جاهلان برود؟
آنها اگر خوبي ما را مي خواستند چرا از سالها پيش در ايران نفوذ کرده بودند و در سدد ايجاد فتنه در ميان ايرانيان بودند. بله چون مي دانستند که ايراني مثل مردم کشورهاي ديگر نيست. ايراني زير بار زور نخواهد رفت. و هيچ کس در ايران حاضر نيست ذلت يا بهتر بگويم زندگي نکبت بار زير سايه استعمار گران را تحمل کند. به قول استاد پناهيان: (البته خيلي ببخشيد که کمي صريح مي نويسم !!!!!!، اما به نظرم حرفهاي زير حرف دل هر ايراني است. و به علت اينکه صحبتهاي زير حرف حساب است. يدون کم و کسر در اينجا مي آورم. بايد اين سخنها را با طلا نوشت!!)
"... زيباترين شهادت طلب کسي که بگويد من حاضرم کشته بشوم اما حاضر نيستم زندگي درب و داغان و قديمي را اتخاذ کنم. با تو [دشمن] مي جنگم، يا مي کشم يا کشته مي شوم يا اين زندگي خوب خودم را خواهم داشت. کسي از زندگي زير بار ذلت فرار مي کند که مزه زندگي عزتمندانه را چشيده باشد.
شهادت طلب هاي اينگونه خيلي ايده آلند. ما در آينده شهادت طلب هايي اين چنين مي خواهيم. ما در آينده شهادت طلبهايي مي خواهيم که بميرند به خاطر اينکه حاضر نيستند از زندگي بهتري که خدا روزيشان کرده چشم بپوشند و با جرات بگويند: چرا من بايد چشم بپوشم؟ به خاطر آمريکايي هاي آشغال به خاطر اروپايي هاي زباله به خاطر اين حيوانهاي کثيف من از تکنولوژي هسته اي چشم بپوشم براي چه؟!! اصلا من نمي خواهم زندگي کنم. من زندگي فقيرانه اي که تو تحميل مي کني نمي خواهم. مي آيم تو و کشورت تو رو نابود مي کنم. و اين قسمت سوم علاقه به حيات است. قسمت اول ساختن حيات است. قسمت دوم شهادت طلبي است و قسمت سومش هم کشتن کساني است که مي خواهند زندگي عزتمندانه را از من بگيرند.
آنها فقط حکمشون اعدام است ما حاضريم تمام ملت فرانسه، آلمان، انگلستان را مثل گوسفند سر ببريم وقتي که بخواهند حرفي را به ما تحميل کنند. وقتي که بخواهند من زندگي نکبت بار داشته باشم. شما سگ چه کسي هستيد که به من حکم مي کنيد؟ زندگي قشنگ من را مي خواهيد له و لورده کنيد؟ .... مديري که بلد نيست اين زندگي را مديريت قشنگ کند مومن نيست و اگر انگيزه اش را ندارد آدم نيست. اين نمونه داخلي اش است.
حالا به خارجه مي رسيم. جهادگر مي خواهيم درست کنيم از سر علاقه به حيات. تو به چه حق اجازه داري اين کار را با من بکني؟.
فکر کردي امام حسين با اينها چه کرده؟ زير بار ذلت نرفتن يعني چه؟
"ما به اين نان و نمک خودمان قانع هستيم نان و نمک حقيرانه ما را از ما نگيريد و الا در اين راه کشته مي شويم؟ ما که زندگي نداريم از دست بدهيم همين را هم از دست مي دهيم." شهادت يعني اين؟ کجاي اين به شهادت شبيه است؟ شما ديديد شهدا ژنده پوشي مي کردند و نان خشک مي خوردند. تصور ظاهري اش را برداشت نکنيد. حرف شهداي ما اين بود:
من به خاطر رسيدن به آن حيات طيبه 2 کار حاضرم انجام بدهم بعد از اين که قدر حيات را بدانم:
اولا در اين راه کشته شوم
ثانيا اين که بکشم.
و قطعا دوميش را انجام مي دهم. چرا اولي؟ هيچ شهيدي در کربلا شمشير نزده. و آدم نکشته روي زمين نيافتاد. ما به خاطر حضرت علي اصغر و عبدالله ابن الحسن داريم دق مي کنيم آنها زوري نداشتند. سيد الشهدا بيشترين آدمهاي پليد را از صحنه اين حيات مبارکي که نعمت خداست از زمين درو کرد.
ما مي کشيم. جهاد که يکطرفه نيست. شما فکر مي کنيد ما تا کي مي نشينيم و مي گوييم شهادت عشق ماست به خدا اينها حرفهاي درستي است اما من مي ترسم شما برداشت غلطي داشته باشيد.
بروند و بگويند: اينها نشسته اند با جوانها چه کار مي کنند. دارند قاتل درست مي کنند.
بله ما قاتل ظالم درست مي کنيم. کربلا همان قدر که مقتول را ه مبارزه با ظلم درست مي کند بيشتر قاتل درست مي کند چون ما 72 نفر شهيد داديم ما بچه هاي حسين، خودمان را با اجازه اش به حسين متصل مي کنيم.
ما 72 تا شهيد داديم اما چند نفر کشتيم؟ چند نفر کشتيم؟ چند هزار نفر کشتند. همين ابوالفضل همين علي اکبر همين قاسم ما. اينها که جوانهايشان بودند. همان برير پير مرد همان حبيب پير مرد. کم آدم نکشتند. غلامان حسين(ع) رفتند و آدم کشتند. مادر شهيد داشتيم آمد تو ميدان بکشد. ما حيات برايمان عزيز است اينچنين نيست که بگذريم . هم حاضريم بميريم و هم مي کشيم. مگر کسي مي تواند بر سر حيات ما بزند.
اين نعمتي است که خدا به ما داده است حالا تو مرده شور برده از او لنگه دنيا آمدي از من بگيري؟
اينها خودشان دارند به تکنولوژي هسته اي دسترسي پيدا مي کنند و دارند کار مي کنند که مصرف نفت رو به نزديک صفر برسانند. شايد بتوانند از آن تکنولوژي براي اداره ماشينهايشان هم توي باطري هاي کوچک استفاده کنند. و پيش بيني هم کرده اند تا چند سال ديگر به آنجا برسند. به آن تکنولوژي مدرن که برسند. هر کس سوختهاي فسيلي مصرف کند به جرم خراب کردن لايه ازن بايد ماليات بدهد. مي گويند ماسل مي گيريم ماليات بدهيد. ما مي گويم تکنولوژي هسته اي نداريم تا استفاده کنيم. مي گويند نداريد که گداي ما باشيد نوکر ما باشيد.
تازه اگر الان شروع کنيم تکنولوژي هسته اي را راه بياندازيم چندين سال ديگر به آن مي رسيم. شما فکر نکنيند اگر مذاکرات به نفع ما تمام بشود موتور را که بزنيم از آن طرف برق مي دهد. هنوز کار داريم. اينها مي خواهند آن قدر کش بدهند تا ما را خفه کنند و از بالاترين ارتفاع ما را بياندازند. مي خواهند ما حيات نکبت بار داشته باشيم. خدا به ما فرصت داده است نفت داده است گاز داده است تا بتوانيم با آنها مبارزه کنيم نه اين که با نفت و گاز سر کنيم.. ما استاد دانشگاه داريم که اصلا مذهبي نيستند. خون گريه مي کنند. مي گويند چرا بعضيا معتقدند ما تکنولوژي هسته اي نمي خواهيم همين نفت بس است. چرا الکي با غرب خودتان را درگير مي کنيد؟ مي گفتم حالا يکي يک حرفي زده است . ولش کن.
ما مي خوايم رزمنده هايي درست کنيم جهان را از دست کفر نجات بدن. ...."
(ببخشيد کمي طولاني شد. آخه از حرف حساب نمي شود گذشت.)
بيانات استاد پناهيان را بدون کم و کسر نوشتم تا خط به خط راجع بهش صحبت کنيم. نمي دانم صحبتهاي بالا را قبول داريد يا نه. اما مي دانم همه شما ايراني هستيد و ايراني جماعت هم زير بار زور نمي رود.
نشنوم که بگوييد اين حرفها چه ربطي به اين وبلاگ دارد. بدانيد اين امام زمان بوده است که تا اينجاي کار به مردم و سياستمداران ايران پشت گرمي داده است. اينکه ما تا به اين جا رسيده ايم که زير بار زور نرفتيم کمکهاي امام زمانمان است. وگرنه سرنوشتيپ بسيار بدتري داشتيم. مطمئن باشيد اينکه به کشورمان با وجود تهديدات بسيار زياد دنيا هيچ گزندي وارد نيامده ترس ابر قدرتها از امام زمان است. و البته اينکه آنها هنوز ما را رها نمي کنند هم ترس از امام زمان است. انها در خيالشان فکر مي کنند امام زمان با سلاح هاي هسته اي به جنگشان خواهد رفت. که البته طبيعي است که اين گونه فکر کنند. چون هر چقدر به ذهنشان فشار مي آورند راهي براي مقابله با سلاح هاي خودشان نمي بينند. اما خواهند ديد که چگونه تسليحاتشان از کار خواهد افتاد و خودشان با دست خودشان،خودشان را نابود مي کنند.
شايد به پيش گوئي هاي نوستر آداموس اعتقادي نداشته باشيد. اما تصور کنيد يک پيشگو از دل غرب بيرون بيايد و با صراحت قدرت يافتن ايرانيان را مطرح سازد و شکست غرب را در مقابل ايرانيان توصيف مي کند. اصلا فکرش هم براي غرب سخت است. آنها فکر مي کنند ايرانيان به سلاح هسته اي دست پيدا خواهند کرد و با آن سلاح ها به جنگ ابر قدرتها مي روند. واقعا مضحک است. نه!!!!!
خوشبختانه ديديم رئيس جمهور محبوبمان چگونه در مقابل جهانيان با جثارت حرف دل تک تک ايرانيان را زد. به شما قول مي دهم هر کس ديگري جاي جناب آقاي احمدي نژاد بود جرات اين گونه حرف زدن را نداشت و با کمي قربان صدقه رفتن و ملايمت با غربيها وقت را تلف مي کرد. اما ديديم که رئيس جمهورمان چگونه در همين زمان کوتاه به دشمن گوشزد کرد که ايراني زير بار زور نخواهد رفت. ايرانيان هنوز همان شهادت طلبهاي 20 سال پيش اند. هنوز همان غيرت را دارند. و هنوز منتظر امام زمانشان اند.
به آنها گفت ايرانيان علي رغم تهاجم فرهنگي توليد شده توسط شما هنوز تغيير نکرده اند. به آنها گفت جوانان ايراني هنوز همان جواناني هستند که در جنگ با صدام همه چيز خود را رها کردند و به جبهه ها آمدند کشتند و کشته شدند.
مگر شما نيستيد که مي خواهيد با تغيير نام شهادت طلب به تروريست روي افکار ايرانيان تاثير بگذاريد. حالا بيائيد و نتيجه کارتان را ببينيد. به امتحانش مي ارزد. کافي است کوچکترين عمل خطايي انجام دهيد. آن موقع است که مي بينيد چه کساني به جهاد بر مي خيزند. ببينيد اينها همانهايي نيستند که مي خواستيد با تهاجم فرهنگي از عقايدشان باز گردند. آري هر چه شما در اين راه تلاش کنيد آتش ايرانيان بر افرخته تر خواهد شد.
و من به عنوان يک نوجوان ايراني خطاب به دشمنان اعلام مي کنم کافي است رهبرمان حکم جهاد را صادر کند آنگاه است که خواهيد ديد چه کساني در مقابل سلاح هاي شما سينه سپر مي کنند.
تا اينجا خطاب به غرب بود. و حالا با شما منتظران ظهور سخن مي گويم.
اميدوارم که حرفهاي دل شما عزيزان را زده باشم. البته صحبت زياد است اما پر حرفي نمي کنم.
اميدوارم خودم روي حرفهاي خودم پايبند باشم. و اگر فردا روزي موعدش رسيد حرفهايم يادم نرود.
طبق دستور جناب منتظر اين لينک را قرار دادم اينجا را امضا کنيد.
(اللهم عجل لوليک الفرج)
يا علي
